به نام خداوند هستی بخش

 

 

اگر اعتقاد و نظر ما این است که همه هستی  را او آفریده

 و همه را هم برای انسان آفریده یقیناً به دنبال آن یک انگیزه

و هدفی وجود دارد ، که فرمود : (( من انسان را برای خودم آفریدم ))

 بنابراین انسان باید از خود به خدا برسد . و اینکه

 چگونه انسان خدایی شود ، آغازی دارد

 و آن فهم و درک از جهان هستی است ؛ که

 خداوند حکیم جهان را باطل نیافریده و

 من هم جزئی از این جهان هستم که

 با این عقیده انسان هدفمند می شود .

امّا اینکه چگونه مراحل زندگی را طی کند

 تا دچار افراط و تفریط نگردد و از

 هدف اصلی و الهی اش باز نماند ،

 خداوند راهنمایی فرموده : (( لَقَد کَانَ لَکُم فِی رَسُولِ الله اُسوَۀٌ حَسَنَۀٌ .... ))

 بعضی در دنیا جز خوردن و پوشیدن و لذّت گرایی

 مقصد دیگری ندارند در حالی که انسان از آن جهت که

 انسان است باید یک ایده ای بالاتر از

 حدود شهوات حیوانی داشته باشد .

 یک مسلمان هم باید دارای اهداف پاک و عالی باشد

و هم برای رسیدن به آن اهداف از وسائل مقدّسی استفاده کند .

 اگر ما برای ساخت هر چیز ابتدا یک الگویی منظور ،

 و از روی آن شیئ مورد نظر را تهیّه می کنیم ،

 خداوند برای اینکه انسان را در مسیر انسانیت قرار دهد

 فرمود : (( پیامبر اعظم (ص) را الگو قرار دهید ))

 یعنی وجود پیامبر اکرم (ص) یک مرکز و کانونی است که

 باید ما از آن وظایفمان را استخراج کنیم .

 

از برنامه های پیامبر اکرم (ص) دائم الذکر بودن و

 همواره از خدا یاری خواستن بود و

 می فرمود : (( الهی لَا تَکِلنِی اِلَا نَفسِی طَرفَۀَ عَینٍ ابداً ))

 چرا که خواسته های انسان محدود نیست و

 دنیا هم فریبنده است ، اگر به او دل ببندی نتوان از دیگران دل برید .

 

 

بود که لطف ازل رهنمون شود حافظ

وگرنه تا به ابد شرمسار خود باشیم